سیاست‌های ضد مهاجرتی سویدن؛ فریب افکار عامه و فاجعه برای اقتصاد

بنیاد فکری مشترک میان احزاب عضو «توافق‌نامۀ تیدو» این است که مهاجرت باید کاهش یابد و کسانی که ریشه در کشورهای دیگر دارند، بهتر است سویدن را ترک کنند.
این موضوع نه مربوط به اقتصاد است، نه به رفاه، نه به بیکاری و نه هم به مبارزه با جرایم.
این دیدگاه که گویا مهاجران یک مشکل اند، بر نژادپرستی استوار است ـ بر این پندار که گویا رنگ پوست، دین و فرهنگ «سویدنی» از دیگران برتر است.
همه می‌دانند ـ حتی وقتی صریح گفته نمی‌شودـ که منظور چه رنگ پوست، چه دینی و چه فرهنگی‌ است. به همین دلیل است که وقتی یک دختر با ظاهر متفاوت نقش “لوسیا” را بازی کند یا شرکتی مثل SSAB بگوید «تعطیلات خوش»، سروصدا بلند می‌شود.
[منظور این است که تصویر “سویدنی بودن” در ذهن بسیاری‌ها، به‌شکل نانوشته‌ای با پوست سفید، دین مسیحیت (یا بی‌دینی) و فرهنگ غربی گره خورده است.

در یک گزارش تازه از مرکز مطالعات پژوهشی اتحادیه‌ای کاتالیس (Katalys ) ، تونی یوهانسون، دوکتور در رشتۀ تاریخ اقتصادی، بررسی کرده است که پژوهش‌های علمی در حقیقت چه می‌گویند.متن کامل گزارش در فارمات پی دی اف (  ) به زبان سویدنی مطالعه کنید.
بنابراین، هرگاه فردی با رنگ پوست متفاوت (مثلاً سیاه یا قهوه‌ای)، با نام یا ظاهر غیراروپایی، در نقش‌هایی مثل لوسیا (یکی از نمادهای فرهنگی سویدن) ظاهر شود، برخی‌ها واکنش منفی نشان می‌دهند، چون این تصویر ذهنی‌شان را برهم می‌زند.
یا مثلاً وقتی شرکت‌ها به‌جای تبریک‌های مذهبی خاص (مثل “کریسمس مبارک”) از عباراتی مثل “God helg” (تعطیلات خوش) استفاده می‌کنند ـ تا فراگیرتر باشند و شامل کسانی با پیشینهٔ غیرمسیحی هم شوند ـ بازهم بعضی‌ها اعتراض می‌کنند، چون فکر می‌کنند فرهنگ و سنت‌های “سویدنی” در حال از بین رفتن است.]
«احزاب تیدو »تلاش کرده‌اند که این افکار را با عدد و رقم توجیه کنند تا حرف‌های‌شان را معتبر جلوه دهند. از همین رو، به انستیتوت بررسی وضعیت اقتصادی سویدن (Konjunkturinstitutet) مأموریت داده‌اند تا «هزینۀ مهاجرت» را محاسبه کند. این نخستین بار نیست.
در گزارش تازه‌ای از مرکز مطالعات اتحادیه‌ای کاتالیس (Katalys)، پژوهشگر اقتصاد تاریخی تونی یوهانسون بررسی کرده که تحقیقات علمی واقعاً در مورد مهاجرت چه می‌گویند.
یافته‌های او افشاگر است.
آشکار می‌شود که حکومت تلاش دارد مردم سویدن را فریب بدهد، اختلافات را افزایش دهد و تعصبات علیه مهاجران را ژرف‌تر سازد—درست مانند همان روشی که دونالد ترامپ استفاده می‌کرد: ساختن یک واقعیت موازی و عرضه‌کردن آن به‌جای حقیقت.
و سپس توقع دارند مردم بر بنیاد همان واقعیت خیالی رأی بدهند.
با متهم‌کردن اقلیت‌ها به‌عنوان مسبب مشکلات، حکومت از پاسخ‌گویی به ناکامی‌های خود فرار می‌کند: رشد اقتصادی سویدن از پایین‌ترین‌ها در اروپا است، بیکاری حدود ۱۰ درصد است، و قیمت مواد غذایی از سال ۲۰۲۲ تا کنون ۲۵ درصد افزایش یافته است.
واضح است که هدف حکومت از سفارش به انستیتوت اقتصادی، نه محاسبۀ واقعی هزینه، بلکه مشروعیت‌بخشیدن به دیدگاه ضد مهاجرت است.
تونی یوهانسون توضیح می‌دهد که شیوهٔ محاسبۀ “هزینهٔ مهاجرت” در اصل بازتاب‌دهندۀ نحوهٔ توزیع مالیات و خدمات رفاهی‌ست، نه واقعیت اقتصادی.
مثلاً اگر مهاجری درآمد کمتر داشته باشد و در نتیجه مالیات کمتری بپردازد، او را “هزینه‌بر” معرفی می‌کنند. اقتصاددان یواکیم رویست چند سال پیش این “هزینۀ خالص” را برای هر مهاجر پناهجو ۷۴۰۰۰ کرون در سال حساب کرده بود. حالا نوبت انستیتوت اقتصادی‌ است.
تونی یوهانسون یادآوری می‌کند که همین روش اگر برای سایر گروه‌های جامعه، مانند زنان در مقایسه با مردان، به‌کار رود، بازهم همین نتایج را می‌دهد ـ زیرا زنان نیز درآمد کمتری دارند و مالیات کمتری می‌پردازند.
اما آیا کسی می‌گوید زنان یک “هزینه” برای جامعه هستند؟
این مقایسه نشان می‌دهد که این شیوهٔ محاسبه، نتیجه‌های بسیار غلط و ناعادلانه به‌دست می‌دهد.
مثلاً کارکنان خدمات سالمندی، که بیشتر آن‌ها مهاجراند و عایدات پایین دارند، به‌عنوان “هزینه” معرفی می‌شوند ـ با آن‌که انجام وظیفۀ حیاتی آن‌ها برای مراقبت از سالمندان ضروری است.
در انتخابات آینده، همین گروه ممکن است دوباره وسیلهٔ تبلیغاتی «احزاب تیدو »قرار گیرد تا نشان دهند که مهاجرت بد است ـ در حالی‌که اگر این مهاجران نباشند، سویدن دچار بحران خواهد شد.
تونی یوهانسون نشان می‌دهد که مهاجرت سبب افزایش بهره‌وری اقتصادی شده، کارمندان مورد نیاز در سکتور خدمات عامه را فراهم کرده، و از کاهش جمعیت جلوگیری کرده است.
سال‌هاست که تنها دلیل جلوگیری از کاهش جمعیت در سویدن، مهاجرت است ـ پدیده‌ای که از آن به عنوان “باد مخالف جمعیتی” (demografisk motvind) یاد می‌شود: کاهش زاد و ولد و افزایش جمعیت سالمند. رشد اقتصادی به نیروی کار نیاز دارد، و بدون مهاجرت این نیاز تأمین نمی‌شود.
تونی یوهانسون هوشدار می‌دهد:
علاقهٔ تازه به بستن مرزها، برای سویدن گران تمام خواهد شد.
واقعیت بسیار ساده است: نژادپرستی آبی‌ ـ زرد یک فاجعهٔ اقتصادی است.
مشکل بزرگ‌تر این است که هیچ حزبی به‌صورت جدی با این ایدیولوژی جدید که مهاجرت را چیز منفی می‌داند، مخالفت نمی‌کند. رسانه‌ها نیز بررسی‌های انتقادی را تقریباً متوقف کرده‌اند، و حکومت بدون مخالفت سخن می‌گوید.
با آن‌که تاریخ سویدن پر است از مثال‌های موفق مهاجرت و روشن ساخته که باز بودن به‌سوی جهان رمز موفقیت است، اما دشمنی با مهاجران ریشه می‌دواند ـ حتی با وجود مثال‌های روشن از مهاجران موفق در هر گوشهٔ کشور و در بسیاری از محیط‌های کاری، و حتی در میان اعضای احزاب و کارمندان رسانه‌ها.
با این حال، تونی یوهانسون با تحقیقات و جدول‌هایش تقریباً تنها مانده است، و می‌گوید:
“ببینید، شاه اصلاً لباس به تن ندارد!”
از زمان انتخابات، سویدن یک سیاست مهاجرتی ملی‌گرایانه را دنبال می‌کند.
گام به گام، سیاست سخت‌گیرانه‌تر شده و جایی برای استدلال‌های انسانی کمتر شده است.
هدف این است که تا حد ممکن مانع ورود مهاجران شوند و تعداد بیشتری را اخراج کنند.
حکومت حتی برای بازگشت مهاجران، کمک ۳۵۰هزار کرونی پیشنهاد می‌کند.
حالا نیز می‌خواهد اقامت‌ها و حتی تابعیت‌ها را لغو کند.
همین هفته، طرحی مطرح شد که بر اساس آن، برای دریافت یا حفظ اقامت، باید شخص رفتار “نیک” داشته باشد—و حتا خطاهایی چون بدهی مالی یا شرکت در مظاهره، می‌تواند به اخراج منجر شود.
این‌که چنین چیزی ممکن شده بدون فریاد عمومی، دلیلش این است که جامعه دیگر حساسیت خود را از دست داده.
پس از سال‌ها کاهش عدالت قضایی و سخت‌گیری بیشتر علیه مهاجران، دیگر کمتر کسی صدای اعتراض بلند می‌کند.
احساس همدردی، امروز از مود رفته ـ همچون مودل موی دههٔ ۸۰ میلادی.
اما تونی یوهانسون سراغ احساسات نمی‌رود، او فقط می‌گوید:
درهای بسته باعث می‌شوند که کسانی که همین حالا در سویدن زندگی می‌کنند، سطح زندگی پایین‌تر، خدمات رفاهی بدتر، و مالیات بیشتر را تجربه کنند.
چنین است واقعیت “باد مخالف جمعیتی” در عمل.

منبع : افتون بلادت

https://www.aftonbladet.se/ledare/a/0V7mkB/regeringens-storsta-logn-handlar-om-invandrare

مطالبی در رابطه با موضوع فوق و گزارش از تونی یوهانسون در لینک زیر :

مهاجرت؛ سود یا هزینه؟



Lämna ett svar